تبليغاتX
حلقه اشک

حلقه اشک

من و امتحان بزرگ خدا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خدایا اسم این بیماری چیه ؟! یکی میگه اگه پردنیزولون دادن یعنی لوکمی هست ... یکی

میگه افت شدید واحدهای خونی ... نمیدونم ... اینا چی میگن خدایا ... بچه هایی که

 توی این اتاق بستری هستن همه شون لوکمی یا تومر هستند ... یعنی پسر منم ...

وای ... تا فردا چه جوری صبر کنم ...

...

اینا فکرای مامانم بود . اینا با هزار جور فکر دیگه ... منم که بیحال و بی رمق ...

روی تخت افتاده بودم ....

...

بالاخره فردا اومد .. دوشنبه ای که دکتر خجسته مامان و بابامو صدا کرد ... دکتر ارزانیان

 نبودن . آقای دکتر خجسته یه نگاهی به میز انداختن ... متأسفانه ...

لوکمی ...

آ . ال . ال ...

بابام گفت : یعنی سرطان ؟!!

:

بله ...

خدای من ... مامانم کجاست ... چرا نمیاد پیشم ؟!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت15:37توسط مامانم | |