|
بسم الله الرحمن الرحیم روز سه شنبه فرا رسید . اون روز باید برای نصب دستگاه کاتتر به اتاق عمل میرفتم . این دستگاه شامل یک کیسه توپ ماننده که روی سینه ، زیر پوست ، جا میدن و از اون یک شیار مثل رگ به شاهرگ گردن نصب میکنن تا به این ترتیب تزریقات پی در پی شیمی درمانی ، به رگهای دست آسیب نرسونه و مستقیم وارد شاهرگ بشه . اون روز ساعت حدود ۱۰ راهی طبقه زیرین برای عمل شدیم . چهره ام در نهایت اضطراب و التماس بود . نمیدونستم اونجا با من چیکار دارن ، فقط دلم میخواست مامانم همراهم بیاد ... روی ویل چیر نشستم و راهی شدیم ... وای چقدر بی جون بودم ... در اتاق عمل رو باز کردن ، من و مامان وارد شدیم . یه خانمی اومد به مامانم گفت : شما از این خط قرمز جلوتر نیا وای ... خدای من ... مامان بیااااا... و صدای مامانم که زمزمه میکرد : مادر جون از اینجا دیگه نمیذارن دنبال پسرت برم ... تو یارش باش ... آخه میگن من بچه بی بی دو عالمم ...
|
About
بسم الله الرحمن الرحیم Archivesاسفند 1386دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|